عاشورا

سقوط جامعه اسلامی در صدر اسلام ، قطعا تنها علت کشته شدن حسین بن علی (ع) در کربلا نبوده است ، زیرا که این سقوط پیش از آنکه علت حادثه ای باشد ، خود معلول پدیده ای است به نام خلافت غصب یا غصب خلافت در سقیفه بنی ساعده !

آن روز واقعیتی تلخ در تاریخ اسلام پدیدار گشت که اگر بتوانیم در این کتابت آن را توصیف بنماییم ، اساسی ترین استنتاجی است که مقدمه فهم بسیاری از مسائل پیچیده و افشاگر بسیاری از نفاقها و انحراف هایی می شود که گریبانگیر یک جامعه توحیدی در هر برهه زمانی می گردد .

به راستی چه شد که جامعه ای که در شعب ابوطالب همراه پیامبر بود و آنچنان سختی ها را به جان خرید و مجاهدانه هجرت ها نمود و رشادت ها و شهادت ها تقدیم اسلام عزیز کرد، در کمتر از چند روز پس از رحلت پیامبر اسوه اسلام ، زمینه ساز بزرگترین انحراف تاریخ بشریت گردید و دانسته و ندانسته طراح واقعه عاشورا در سالها پیش از آن حادثه گشت ؟

مگر حضرت رسول(ص) در خطبه غدیر صراحتا بر خلافت و امامت و ولایت علی بن ابیطالب(ع) تاکید ننمود و پیشوایی معصوم را تبیین نکرد ؟ آیا آن مردمان کر بودند یا اینکه آن حدیث به خوبی ادا نشد ؟ و یا اینکه پیامبر معظم اسلام در فرآیند تربیت جامعه ای حق محور شکست خورده بود که اینچنین در کمتر از چند روز پس از رحلتشان ، گفته هایش را به باد فراموشی سپردند و در امر امامت بدعت نهادند و پس از 75 روز ریحانه خانه محمد(ص) را به شهادت رسانیدند ؟!


چه می شود که علی تنهاترین مرد تاریخ پس از رحلت پیامبر در جبهه ای نابرابر از سوی امت اسلامی تنها گذارده می شود تا وارثان بدعت سامری اینچنین خلافت دروغین خود را بر مردمان تحمیل نمایند ؟!

اینها همه حقایقی است که پاسخ به آنها می تواند در هر برهه زمانی و در هر ثانیه حیات سیاسی یک جامعه اسلامی ملکه ذهن هر مسلمان حقیقت طلبی گردد .

پاسخ به سوالات مذکور نیاز به بررسی در ابعاد مختلفی را دارد . اینکه چرا شخصیت های با نفوذ جامعه اسلامی در برابر جریان سقیفه بنی ساعده سکوت کردند و توده ها را آگاهی نبخشیده و به صحنه سیاسی نکشانیدند را می توان در انحراف شخصیت ها و شخصیت پرستی توده ها جستجو نمود .

در جریان غصب خلافت اگر بتوانیم چهار دسته دشمنان علی ، دوستداران علی ، شخصیت ها (خواص) و توده (عوام) را ترسیم کنیم  ؛ به گواه تاریخ دشمنان علی(ع) یا تشنگان قدرت بودند یا هواپرستان کنار زده یا قدرت طلبان منزوی شده یا شکست خوردگان بی تقوا و یا حسودان بی پروا که روزگاری به نحوی از اسلام محمد(ص) و شمشیر علی(ع) زخم ها خورده بودند . آنها کسانی بودند که دیگر به سبب قدرت و نفوذ اسلام توانایی رویارویی مستقیم با اصول اسلامی را نداشتند و به همین جهت سیاست مذهب علیه مذهب را پیش گرفته و سعی در انحراف جریان مذهب اسلام نمودند . این منافقان و قدرت طلبان متظاهر به اسلام و ورشکستکان سیاسی منتظر فرصت ، پس از رحلت پیامبر از این اصل غافل نماندند و برای ساکت کردن امت اسلامی و به بند کشیدن دوباره توده های مردم ، دقیقا به همین اصل تکیه نموده و ابتدا به سوی خواص و الگوها شتافتند .

گروهی را با پول و وعده حکومت و قدرت تطمیع نمودند که حتی شهادت دروغین را امضا کردند . گروه دیگری از شخصیت ها و صاحبان نفوذ کلمه را اغفال نمودند و برخی دیگر را به شک و تردید کشانیدند و بعضی را با تبلیغات مسموم و صحنه سازی ها همراه خود کردند و جمعی را با تهدید و ارعاب منزوی نمودند . وقتی ابوهریره ها را می خرند که پول بگیرند و حدیث جعل کنند و سپس با صدر حکم منع بیان حدیث سعی در نرسیدن حدیث غدیر به مردم دارند . وقتی عایشه را وا می دارند علیه فدک ، به عنوان ام المومنین شهادت دهد و خالدها را در فرمانداری نظامی خود همراه می کنند و عبدالله ابن مسعودها را ساکت می نمایند و سران مهاجر و انصار و بزرگان قبیله بنی ساعده را برای بدست آوردن حکومت و قدرت به سقیفه می کشانند و عمار یاسرها و مقدادها و ابوذرها و سلمان ها را با استبدادشان منزوی می سازند و دیگر شخصیت های صاحب نفوذ بی تفاوت می شوند و از بالای بام منازل تنها تماشاگر صحنه های غم بار اهانت به امام علی (ع) و شهادت حضرت محسن(ع) و کتک خوردن تنها یادگار رسول خدا می گردند و یا از لای روزنه درب منازل آن همه مصیبت را می دیدند و فقط گریه می کردند و وقتی با سیاست خشونت و ارعاب سعی در زهر چشم گیری دارند ، طبیعی است که مردم و امت اسلامی نیز با پیروی از الگوهای ساکت و شیوخ تطمیع شده خویش ، راه انحراف و سکوت و بی تفاوتی بپیمایند و ارزش های جاهلی بار دیگر بر جامعه اسلامی سایه شوم بگستراند .

و همین می شود که پس از تنها ماندن علی (ع) از سوی مردم ، دوباره ابوسفیانی های دشمن محمد(ص) بر گرده اسلام حاکم می گردند و با طی نمودن تدریجی انحراف ، کار را به جایی می رسانند که قبح حکمرانی یک بوزینه باز را در چشم مردم از بین می برند و آنچنان در تربیت جامعه ای بی تفاوت و عزلت گرفته موفق می شوند که تنها و تنها 72 یار با حسین بن علی (ع) در کربلا علیه طاغوتی ترین نظام بشریت قیام می کنند .

آری باید پیمان کشتن حسین(ع) در کربلا را در پیمان غصب خلافت علی (ع) در سقیفه ریشه یابی کرد

و البته شخصیت پرستی توده ها

یا همان

 سقوط با سرعت نور مردم ....

 

با تشکر

ویژه نامه مکتب عاشورا ( مکتب عشق و عقل )

نشریه خیمه خورشید